مرتضي در طول 8 سال دفاع مقدس ، فرياد مظلوميت رزمندگان اسلام در شهر بود . پس از دفاع مقدس ، روح نا آرام او همچنان در پيچ و خم خاكريزها و زاويه سنگرها به دنبال نا گفته ها بود . او اعتقاد داشت كه فرهنگ جبهه نبايد زير آوار تاريخ دفاع مقدس دفن شود . انتقال آن فرهنگ به شهر مي تواند زندگي را از چنگال بي رحم ثروت و قدرت به در آورد و صبغه معنوي به آن ببخشد .
اكنون پس از سال ها وقتي پا به فكه مي گذاري و فارغ از همه چيز گوش جان به سكوت مرموز آنجا مي سپاري ، هنوز مي شنوي ترنم شهدايي كه از كنج تپه اي ، زاويه كانالي و لابه لاي ميدان مين ، تو را به وفاداري و استقامت فرا مي خوانند .
از شهيدان مانده تنها جامه اي
مانده تنها استخواني و پلاك و نامه اي
گر وصيت نامه ها را خوانده اي
پس چرا بين دو راهي مانده اي؟!