کو خیزران که قافیه اش با دهان کنند آن شاعران که وصف گل ارغوان کنند از من به کاتبان کتاب خدا بگو تا مشق گریه را به نی خیزران کنند بگذار بی شمار بمیرم به پای یار در هر قدم دوباره مرا نیمه جان کنند پیداست منظری که در آن روز انتقام سرهای شمر و حرمله را بر سنان کنند
حقیقت آخرین چیزی است که بشر به آن خواهد رسید و بنابراین ،" حکومت حق " که بر مطلق عدل بنا شده ،آخرین حکومتی است که در سیاره زمین بر پا خواهد شد . همه تحولات تاریخی در حیات بشر " در انتظار موعود " صورت گرفته است ، چه بدانند و چه ندانند . اگر بشر " تصوری فطری " از غایت آفرینش خویش نداشت ،هرگز با " وضع موجود " مخالفتی نمی کرد و نیاز به تحول ،یکبار برای همیشه در وجودش می مرد . حتی اگر هیچ برهان دیگری در دست نداشتم ،ظهور انقلاب اسلامی - و بهتر بگویم ،بعثت تاریخی انسان در وجود مردی چون حضرت امام خمینی(ره)- برای من کافی بود تا باور کنم که عصر تمدن غرب سپری شده است و تا آن وضع موعود که انسان در انتظار اوست فاصله ای چندان باقی نمانده است . حقیقت دین را باید نه در عوالم انتزاعی ،که در وجود انسانهایی جست که به خلیفةاللهی مبعوث شده اند .فصل الخطاب با انسان کامل است ولا غیر .
ای غم ، سلام آتشین من به تو ، درود قلبی من به تو ، جان من فدای تو . تو ای غم بیا و هم دم همیشگی من باش . بیا که مصاحبت تو برای من کافی است . بیا که می سوزم ، بیا که بغض حلقومم را می فشرد ، بیا که اشک تقدیمت کنم ، بیا که قلب خود را در پایت می افکنم . ای غم ! بیا که دلم گرفته ، روحم پژمرده ، قلبم شکسته و کاسه صبرم لبریز شده ، بیا و گره های مرا بگشا ، بیا و از جهان آزادم کن ، بیا که به وجودت سخت محتاجم .