مردم بندگان دنیا هستند؛ و دین چون آب دهانیست که بر روی زبانهای آنان جاری است. وتا جائیکه معیشت های آنان فراوان است ،متعهد و حافظ دین هستند ؛ اما زمانیکه ببلایا و مشکلات آزمایش شوند ،دین داران حقیقی بشماره اندک خواهند بود . "امام حسین (ع)"
داستان شهادت وآنچه را که شهادت تداعی می کند،به قدری احساسی و به قدری هیجان آمیز وعاشقانه است که روح را به آتش می کشد و منطق را فلج می کند وقدرت ناطقه را ضعیف و اندیشیدن را دشوار .
باز از خانه خاموش وغمزده فاطمه-این خانه کوچکی که از همه تاریخ بزرگتر است-مردی بیرون آمد؛خشمگین ومصمم ،ودر هیأتی که گویی بر سرهمه قصرهای قساوت وپایگاه های قدرت ،آهنگ یورش دارد ،و گویی قلة کوهی است که آتشفشانی بیتاب را دردل خود به بند کشیده است و یا تندبادی است که خداوند بر این قوم عاد فروفرستاده است و اکنون به وزیدن آغازمی کند! اما ،نه!دوشادوش او،زنی نیزازخانه فاطمه بیرون آمده است ،گام به گام او ،نیمی از بار سنگین رسالت برادر را او بردوش خود گرفته است !
"شهادت" ،نه یک "باختن" ،که یک "انتخاب" است ،انتخابی که درآن ،مجاهد با قربانی کردن خویش ،درآستانة معبد آزادی و محراب عشق ،پیروز می شود .
و حسین ،وارث آدم-که به بنی آدم زیستن داد- و وارث پیامبران بزرگ-که به انسان،"چگونه باید زیست" را آموختند- اکنون آمده است تا ،در این روزگار ،به فرزندان آدم ،"چگونه باید مرد" را بیاموزد !